خصوصی سازی و کنترل کارگری

گفتگوی بی پروا با دکتر محمد قراگوزلو د ر مورد بحث اقتصاد سیاسی در مفهوم نئولیبرالیسم؛ خصوصی سازی و سابقه آن در ایران؛ نقش جمهوری اسلامی و دانشجویان عدالتخواه؛ طرح مطالبه خصوصی سازی از طرف کارگران هفت تپه. پیشنهاد طرح شعارهای دیگر استراتژیک که بخش دیگر طبقه کارگر را به همراه خود بیاورد. بی پروا برنامه ای از رادیو پیام کانادا.


گفتگوهای رادیو پیام کانادا در این رابطه:


لینک به کانال تلگرام رادیو پیام

مشاهده و یا پیاده کردن ویدئو با سایز کوچکتر:


فایل صوتى این گفتگو را از اینجا پیاده و یا بشنوید


مشاهده این برنامه از طریق کانال یوتیوب رادیو پیام کانادا

گفتگوی بی پروا با دکتر محمد قراگوزلو د ر مورد بحث اقتصاد سیاسی در مفهوم نئولیبرالیسم؛ خصوصی سازی و سابقه آن در ایران؛ نقش جمهوری اسلامی و دانشجویان عدالتخواه؛ طرح مطالبه خصوصی سازی از طرف کارگران هفت تپه. پیشنهاد طرح شعارهای دیگر استراتژیک که بخش دیگر طبقه کارگر را به همراه خود بیاورد. بی پروا برنامه ای از رادیو پیام کانادا. کتاب "انقلابی که مغلوب نئولیبرالیسم شد" نوشته دکتر محمد قراگوزلو گفتگوهای رادیو پیام کانادا در این رابطه: در حمایت از مطالبات هفت تپه - گفتگو با امیر امیرقلی معضلات جنبش کارگری و راهکارها - گفتگو با محمود صالحی موقعیت و معضلات…

جمع کلی ارزیابی ها

رضایت شما از این گفتگو

User Rating: Be the first one !
به اشتراک بگذارید

مطالب پیشنهادی دیگر

3 thoughts on “خصوصی سازی و کنترل کارگری

  1. ،آقای قراگزلو گرامی
    مصاحبه شما را گوش کردم. نکات مهمی پیرامون نئولببرالیسم و عملکرد آن در ایران را مطرح نمودید. به خصوص انجا که دومشخصه بوروازی ایران را بر می شمارید: استثمار نیروی کار ارزان و استبداد سیاسی ملازم آن. انعکاس چنین ساختاری در جامعه یعنی فقر و فلاکت کارگر مزدبگیر
    آنجا که از کارگران هفت تپه سخن گفتید، بحث خلع ید را نوعی توهم از طرف کارگران مطرح نمودید که گویا اینها با طرح این شعار نوعی بهبود اوضاع خود را از حکومت انتظار دارند. در مصاحبه قبل آقای رضا مقدم‌ دقیقا در پاسخ به این سئوال آقای پیام به این نکته اشاره کردند که خیر چنين‌ نیست. مسئله این است که کارگران با طرح این خواسته و به این امید که این خواسته همگاني شود، در پی ایجاد قدرت دوگانه در ایران هستند. این خواسته در صورت همگانی شدن برای بوروازی ایران شديدا بحرانزاست و پتانسیل تبدیل شدن به قطب کارگری که کنترل تولید را در اختیار گرفته، نوعی قدرت دوگانه را سبب شود، داراست. این نوع نگرش به امر خلع ید تنها از طرف اقای مقدم مطرح شده و از سوی هیچ کس که بعد از ایشان در این مورد در این رادیو مصاحبه کردند مورد بررسی قرار نگرفت و متأسفانه از طرف شما هم همینطور. به نظر من این شکل نگرش باید تدقیق شود. لطفا نظر خود را در این مورد بیان دارید.
    با تشکر شهباز. ن

    1. جناب شهباز عزیز
      با سلام و احترام
      این پاسخ را در تبیین نظری مشابه نوشتم که توجه شما گرامی را نیز به مبحث آن جلب می کنم:👇
      سپاس از لطف و محبت ات.
      راستش من از نزدیک در جریان مسائل هفت تپه هستم. درست مانند بحران سندیکای واحد بعد از خروج اسانلو که به شهادت مقالات موجود اکنون پس از چند سال معلوم می شود تنها تحلیل درست را من نوشته بودم.
      اما مساله خصوصی سازی و فتح این سنگر. به نظرم توضیحات من در مصاحبه با رادیو پیام مکفا بود. هم به لحاظ نظری و هم از منظر مصادیق مشخص.
      ببین رفیق جان
      کارگران مبارزه می کنند که وضع بهتری داشته باشند. حتا اندکی بهبود نیز می دانی که مفید است. مساله به سادگی این است که با شرایط کنونی توازن قوا این سنگری است که در هفت تپه فتح نخواهد شد مگر آن که جنبش کارگری سوسیالیستی به چنان قدرتی برسد که کل حاکمیت را عقب براند و به قول شما این سنگر را فتح کند. خصوصی سازی سیاست حاکمیت است با هر دو جناح. مانند استبداد سیاسی و تشکل ستیزی و انجماد دستمزدها. اگر یک فابریک توانست به تنهایی دستمزدهای کارگرانش را به میزان مماس با خط فقر که اکنون حداقل ده میلیون تومان است افزایش دهد کارگران هفت تپه هم می توانند کارفرمای خصوصی را کنار بزنند. تازه من با تشریح کارخانه در دوران دولتی ها نشان دادم که گیرم دولتی هم بشود ( به قول شما فتح سنگر) چه سودی برای کارگر دارد. مگر اینکه مبارزه را با رو کم کنی از اسدبیگی ها اشتباه گرفته باشیم. دولتی که درصدد واگذاری صنعت نفت است و در اینده چنین خواهد کرد زیر بار تصدیگری هفت تپه نخواهد رفت. برود هم برای کارگران سودی ندارد. ممکن است گفته شود این ماجرا در مورد لغو اعدام هم صدق می کند و چون حکومت زیر بار لغو همیشگی اعدام نخودهد رفت پس چرا ما شعار لغو اعدام می دهیم. من می گویم تحقق این مطالبه دموکراتیک نیز با وضع فعلی ممکن نخواهد بود. اما اینها دلیل نمی شود ما شعار لغو اعدام ندهیم. اما در هفت تپه مساله فقط شعار نیست. زندگی کارگر است که به مبارزه یی یکسره عبث پیوند خورده. باید از این بن بست خارج شد. مگر یک فابریک ان هم نه تمام پنج هزار کارگرش چقدر می توانند و تا کجا و کی اعتصاب کنند و به هدف شان نرسند. چرا صفر و یک می کنید.
      من معتقدم مبارزه جنبش کارگری باید حول دو محور دستمزد و تشکل متمرکز شود.
      اگر با دولتی شدن وضع کارگران هفت تپه دو ریال بهتر می شد فبها. اما کافی است به وضع کارخانه های دولتی و مدارس و بیمارستان ها توجه کنید.
      رفیق جان
      دولت نئولیبرال بر خلاف دولت حامی دخالتگر رفاه بخش خصوصی و دولتی اش هر دو ضد معاش کارگر هستند به خصوص در سرمایه داری های فرعی.
      این دولت بودجه اش را با فروش نفت می بندد اما حاضر به نوسازی ابزار تولید در وزارت نفت نیست و غالب پتروشیمی ها را به پیمانکاری ها واگذار کرده انگاه شما چه انتظاری دارید که با تصدی فرضی هفت تپه وضع کارگران را سر و سامان دهد؟
      مگر اینکه عده یی هپروتی مبارزه در هفت تپه را وسیله سرگرمی خودشان کرده باشند. من با اشراف کامل بحث را شکافته ام بعد یک عده خوش خیال می خواهند کارگر را گوشت دم توپ اهداف حقیر سیاسی خود کنند.
      ممنون از اینکه توجه کردی.

  2. جناب شهباز. ن عزیز. با سلام و احترام
    راستش من از نزدیک در جریان مسائل هفت تپه هستم. درست مانند بحران سندیکای واحد بعد از خروج اسانلو که به شهادت مقالات موجود اکنون پس از چند سال معلوم می شود تنها تحلیل درست را من نوشته بودم.
    اما مساله خصوصی سازی و فتح این سنگر. به نظرم توضیحات من در مصاحبه با رادیو پیام مکفا بود. هم به لحاظ نظری و هم از منظر مصادیق مشخص.
    ببین رفیق جان
    کارگران مبارزه می کنند که وضع بهتری داشته باشند. حتا اندکی بهبود نیز می دانی که مفید است. مساله به سادگی این است که با شرایط کنونی توازن قوا این سنگری است که در هفت تپه فتح نخواهد شد مگر آن که جنبش کارگری سوسیالیستی به چنان قدرتی برسد که کل حاکمیت را عقب براند و به قول شما این سنگر را فتح کند. خصوصی سازی سیاست حاکمیت است با هر دو جناح. مانند استبداد سیاسی و تشکل ستیزی و انجماد دستمزدها. اگر یک فابریک توانست به تنهایی دستمزدهای کارگرانش را به میزان مماس با خط فقر که اکنون حداقل ده میلیون تومان است افزایش دهد کارگران هفت تپه هم می توانند کارفرمای خصوصی را کنار بزنند. تازه من با تشریح کارخانه در دوران دولتی ها نشان دادم که گیرم دولتی هم بشود ( به قول شما فتح سنگر) چه سودی برای کارگر دارد. مگر اینکه مبارزه را با رو کم کنی از اسدبیگی ها اشتباه گرفته باشیم. دولتی که درصدد واگذاری صنعت نفت است و در اینده چنین خواهد کرد زیر بار تصدیگری هفت تپه نخواهد رفت. برود هم برای کارگران سودی ندارد. ممکن است گفته شود این ماجرا در مورد لغو اعدام هم صدق می کند و چون حکومت زیر بار لغو همیشگی اعدام نخودهد رفت پس چرا ما شعار لغو اعدام می دهیم. من می گویم تحقق این مطالبه دموکراتیک نیز با وضع فعلی ممکن نخواهد بود. اما اینها دلیل نمی شود ما شعار لغو اعدام ندهیم. اما در هفت تپه مساله فقط شعار نیست. زندگی کارگر است که به مبارزه یی یکسره عبث پیوند خورده. باید از این بن بست خارج شد. مگر یک فابریک ان هم نه تمام پنج هزار کارگرش چقدر می توانند و تا کجا و کی اعتصاب کنند و به هدف شان نرسند. چرا صفر و یک می کنید.
    من معتقدم مبارزه جنبش کارگری باید حول دو محور دستمزد و تشکل متمرکز شود.
    اگر با دولتی شدن وضع کارگران هفت تپه دو ریال بهتر می شد فبها. اما کافی است به وضع کارخانه های دولتی و مدارس و بیمارستان ها توجه کنید.
    رفیق جان
    دولت نئولیبرال بر خلاف دولت حامی دخالتگر رفاه بخش خصوصی و دولتی اش هر دو ضد معاش کارگر هستند به خصوص در سرمایه داری های فرعی.
    این دولت بودجه اش را با فروش نفت می بندد اما حاضر به نوسازی ابزار تولید در وزارت نفت نیست و غالب پتروشیمی ها را به پیمانکاری ها واگذار کرده انگاه شما چه انتظاری دارید که با تصدی فرضی هفت تپه وضع کارگران را سر و سامان دهد؟
    مگر اینکه عده یی هپروتی مبارزه در هفت تپه را وسیله سرگرمی خودشان کرده باشند. من با اشراف کامل بحث را شکافته ام بعد یک عده خوش خیال می خواهند کارگر را گوشت دم توپ اهداف حقیر سیاسی خود کنند.
    ممنون از اینکه توجه کردی.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *


x

Related Posts